صفحه آرایی شده در مجموعه زیباکتاب

 

… در روز فتح خیبر، پیامبر اکرم(ص) به ایشان فرمودند:
ای علی! اگر نمی‌ترسیدم که گروهی از امّت من، دربارۀ تو بگویند آن‌چه را نصاری دربارۀ عیسی(ع) گفتند، هرآینه امروز دربارۀ تو سخنانی را می‌گفتم که بر هیچ گروهی از مسلمانان عبور نکنی مگر آن‌که خاک زیر هر دو پایت و قطرات آب وضویت را برای شفاجستن می‌گرفتند. ولی برای تو همین بس که تو برای من به‌منزلۀ هارون به موسی(ع) می‌باشی؛ مگر آن‌که بعد از من پیامبری نیست. تو دین و قرض مرا پرداخت می‌کنی و بر آئین و سنّت من می‌جنگی و تو در آخرت نزدیک‌ترین مردم به من هستی و همانا تو فردا جانشین من بر حوض هستی در حالی‌ که منافقان را از آن می‌رانی. و تو اولین کسی هستی که بر آن حوض وارد می‌شوی و تو اول کسی هستی که از میان امّت من به بهشت وارد می‌شوی. و همانا شیعیان تو بر جایگاهی از نور و سیراب شده، با صورت‌های نورانی در اطراف من می‌باشند و من آن‌ها را شفاعت می‌کنم؛ پس ایشان فردا در بهشت همسایگان من هستند. و همانا دشمنان تو تشنه و سیاه‌رو، ترسان و سرگردان می‌باشند.
جنگ تو، جنگ من و آشتی تو، آشتی من و اسرار تو، اسرار من و آشکار تو، آشکار من و راز درون سینۀ تو، راز سینۀ من است و تو درگاه علم و دانش من هستی.
و همانا فرزندان تو، فرزندان من و گوشت تو، گوشت من و خون تو، خون من است. و به‌درستی‌که ایمان با گوشت و خون تو آمیخته، همان‌طور که با گوشت و خون من مخلوط شده است.
و به‌درستی‌که خدای عزّوجل به من فرمان داده تا به تو مژده دهم که تو و خاندانت در بهشت هستید و دشمنان تو در آتش می‌باشند و هرگز آن‌ها بر حوض کوثر وارد نمی‌شوند و دوستان تو از آن دور نخواهند شد.
پس علی(ع) به سجده افتاده و فرمود: حمد و سپاس از برای خدایی است که نعمت اسلام را به من داده و قرآن را به من آموخته و مرا از روی فضل و احسان خویش، محبوب بهترین خلق خود خاتم پیامبران و سرور همۀ رسولان(ع) گردانید.

 

از همین کتاب صفحه ۲۸ و ۲۹

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *